جلال الدين الرومي

330

فيه ما فيه ( فارسى )

گفت آدم كه ظلمنا نفسنا * او ز فعل حق نبد غافل چو ما در گنه او از ادب پنهانش كرد * زان گنه بر خود زدن او بربخورد بعد توبه گفتنش اى آدم نه من * آفريدم در تو آن جرم و محن نى كه تقدير و قضاى من بدان * چون به وقت عذر كردى آن نهان گفت ترسيدم ادب نگذاشتم * گفت من هم پاس آنت داشتم ( ص 40 ، س 8 به بعد ) ( 225 ) ص 102 ، س آخر ، « كلّم النّاس على قدر عقولهم » از كلمات حضرت رسول ( ص ) كه به صور ذيل مضمون آن روايت شده است : 1 - حديث مروىّ از حضرت امير : حدثوا النّاس بما يعرفون دعوا ما ينكرون أ تريدون ان يكذّب اللّه و رسوله كه در صحيح بخارى ، ج 1 ، ص 24 ، روايت شده و در احياء علوم الدّين ، ج 1 ، ص 27 ، با تغيير ( كلّموا الناس ) مذكور است . 2 - حديث مروىّ از ابن عمر : نحن معاشر الانبياء امرنا ان تكلّم الناس على قدر عقولهم كه در احياء علوم الدين ، ج 1 ، ص 74 ، مىتوان ديد و ظاهرا جمله مذكور در فيه ما فيه از تركيب و خلط اين دو روايت به وجود آمده باشد . ( 226 ) ص 121 ، س 3 ، « چراغ اگر مىخواهد الخ » نظير آن در صفحهء 38 گذشت . ( 227 ) س 12 ، « لا تفضّلونى على يونس الخ » حديث نبوى و نصّ آن مطابق نقل مسلم چنين است : ما ينبغى لعبد أن يقول انا خير من يونس بن متّى - صحيح مسلم ، ج 7 ، ص 101 - 102 و ثعلبى و حافظ ابو نعيم با تفاوت « لا ينبغى لاحد » اين حديث را روايت مىكنند ، عرائس المجالس معروف به قصص الانبياء ، چاپ مصر 1356 ، ص 344 ، حلية الاوليا ج 5 ، ص 57 طبع مصر و در كنوز الحقائق ، ص 131 ، بدين صورت : من قال انا خير من يونس بن متى فقد كذب ، نقل شده است و مولانا اين حديث را در مثنوى شرحى لطيف و جذّاب فرموده است در ابيات ذيل : گفت پيغمبر كه معراج مرا * نيست از معراج يونس اجتبا آنِ من بالا و آنِ او بشيب * زآن‌كه قرب حق برونست از حسيب قرب نز پايين به بالا جستن است * قربِ حق از حبس هستى رستن است ( ص 312 ، س 21 )